هم اسم

تا حالا شده با هم اسم و فامیل خودتان برخورد کنید؟

بعد از چند روز که کمی زودتر رسیده بودم خانه سری به وبلاگم زدم. متوجه شدم هم اسم و فامیل وبلاگ نویسی دارم که برام کامنت گذاشته!

یه جوری شدم، برای اینکه بیشتر ازش بدانم  سری زدم به وبلاگش متوجه شدم خیلی وقته مینویسه. دراین جا هم از ایشان میخواهم که از خودشان بیشتر بنویسند.

آدرس وبلاگ هم اسمم اینه  :   http://www.bitab.blogfa.com

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
اوا

منم يه دفعه يکی برام خيلی اشنا اومد ولی اصلا اشنا نبود... موفق باشی.

مرضیه

برای خواهر من هم پیش اومده. البته یه سنگ قبری هست توی قبرستان روستای مادرم که اسمش فاطمه است و فامیلش هم فامیل ماست و نام پدرش هم همون نام پدر من. هروقت میریم اونجا خواهرم میگه من یاد سنگ قبر خودم می افتم با این تفاوت که سال فوت فرق داره. همیشه هم واسش فاتحه می خونیم دسته جمعی در حالیکه اصلا نمی شناسیمش.

حمید

یکی از همنامهای وبلاگ نویس من، یه شاعره که شعرهای باحالی هم می نویسه. اولین بار که وبلاگش رو دیدم خیلی برام جالب بود. کلی دنبال بیوگرافی اش گشتم، اما چیزی ندیدم

حمید

منتظر آپدیت هستیماااااا

حسین خسروآبادی

برای من چند بار اتفاق افتاده که سه از مهمتريناش اين بوده: ۱) وقتی می خواستم اجازه خروج بگيرم بهم گفتند که شما فعاليت زيادی در سپاه داشتی و بايستی از اون اورگان اجازه بگيری، که کلی من رو تو در دسترس انداخت تا بگم من اون نيستم. ۲) بعد از سقوط هواپيمای خبرنگاران در سال گذشته بعضی از دوستان و آشنايان فکر ميکردن من شهيد شدم، و مرتب از ما خبر ميگرفتن. ۳) بچه های فاميل از من ميخواستند در مورد کتابی که نوشتم براشون توضيح بدم، که من روحمم خبر نداشت. یک نویسنده هم نام بود.