خدا حافظ گذشته

به خاطر اینکه عزیزی از من مکدر نشود، با گذشته خدا حافظی می کنم  ...................................................................................

..............................................................................................

.............................................................................................

بنا به نوشته صادق هدایت در زندگی زخم های است که روح را می خورد و میتراشد.

/ 6 نظر / 8 بازدید
پروانه کوچک

خدا حافظ گذشته! دل آدمو به درد مياره.. به من هم سر بزن . خشوحالم ميکنی نظر يادت نره!

فرهاد

آقا سلام ممنون از اينکه به من سر ميزنيد . خوشحال ميشم نظاتتون رو ميخونم. بايد عرض کنم که به عقيده من شايد اگر جميع خاطرات خوب و بد گذشته نباشه ادم هيچوقت نميتونه موفق باشه و يا حتی پدر و همسر خوبی باشه!! بهر حال خاطرات شما چه قديمی و چه جديد جذابيت داره و خوندش برای هر کسی لذت بخشه. هرچند که تلخی بعضی مسائل آدم رو متاثر ميکنه ولی مهم اينه که خسرو قاسمی داره با دلش و برای دلش مينوسه!!! يا حق

سیامک قاسمی

پدر من ! وبلاگ نوشتن ُ مثل يه بازی می مونه که قواعد خاص خودش رو داره ! نمی دونم چه عزيزی از مطالب اينجا ناراحت شده اما اينو می دونم که وبلاگ نویسی سبب می شه که بتونيم اون چيز هايی که بعهشون اعتقاد داريم فارغ از همه سانسور های زندگی روزمرمون بنويسيم . قطعنا شما برای آدم هاي خاصی مطلب نمی نويسی که با ناراحت شدن اونها مطلب ننويسی ! شما اول برای دل خودت و بعدش برای همه می نويسی ! اگه کسی از مطالب اينجا ناراحت می شه معلومه که با فرهنگ و قواعد اين بازی آشنا نيست . کسی که وبلاگ می خونه بايد سعه صدر داشته باشه و اينو بفهمه که اگه حرفی هم داره باید همين جا بزنه ! خسرو قاسمی فضای مجازی با خسرو قاسمی فضای حقيقی دو موجود کاملا مستقل هستند و اين همون قاعده اصلی اين بازيه ! پس بنويس و هرچه که به دلت می یاد بنويس ! خودت را سانسود نکن و به ديگران بياوز که بايد بشنوند و بخوانند هر چند که بر خلاف ميلشون باشه ...

حمید

اما گذشته جالبی بود ...

ريبا قاسمی

با گذشته نبايد خدا حافظی گفت اما يابد واقعت را نوشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سارا

خاطراتتون خیلی خوندنی و دلچسب بودند. یک تصویر از زندگی اون موقعها و تهران قدیما می دادند. با خوندنش دلم برای مامان بابام و تهران تنگ می شد. حیفه اگه دیگه ننویسید این همه حرف نا گفته رو. تازه داشتیم بهشون عادت می کردیم.