مهمان خدا ۲

سلام

 نمیدانم خوشحال باشم یا غمگین.برابربرنامه تنظیم شده قراربودازتاریخ ۲/۸/۸۶تاروز ۱۵/۸/۸۶با تنی چند از دوستان برای دیدن نمایشگاه به چند کشور اورپائی مسافرت کنیم و من هم دراین مسافرت دیداری کوتاه از بستگانم درآلمان و سوئد داشته باشم و برای حداکثر استفاده از زمان سفارش خرید بلیط هامبورگ به استکهلم را به مجید (پسر عمو ) و استکهلم به بارسلون  را به خواهرم زیبا داده بودم که آنها هم محبت کردن و بلیط هارا خریدن و برای آن دو سه روز کلی برنامه گذاشتن  ...

اما امروز با خبر شدم که باید درتاریخ ۲۷/۷/۸۶حتما پاسپورت مو جهت اخذ ویزای عربستان تحویل سازمان حج و زیارت نمایم ؛ حالا مانده ام معطل برم اروپا یا که دعوت خداوند را لبیک بگویم و راهی دیار وحی شوم و  با توجه به مشکلاتی که اخذ ویزای شینگن برای دوستان داشته از آنها  بخواهم که جای مرا در دیار کفر خالی کنند و بلیط های تهران دوسلدرف و ... را کنسل نمایم و از زیبا و مجید عذرخواهی کنم و آرزوی دیدار کسانی که دلم برایشان تنگ شده را در آینده نزدیک به دلم  و عده بدم !

 چه میدانم اینهم از کار های اوستا کریمه دیگه ... !

/ 6 نظر / 15 بازدید
سامان

خوشحال باشيد هميشه!

مريم

هیچ کار خدا بی حکمت نیست .

سیما

بابا جانم این هم یه جورشه. ایشاللا یه بار دیگه.

نيکی

منم ميگم خوشحال باشيد...شايد چون سفر مکه تون ناگهانی هماهنگ شده قراره که خودتون رو بين رفتن و نرفتن امتحان کنيد...هر چند که می دونم خیلی سخته...خود منم الان سرجلسه يه امتحانم که مطمئن نيستم ازش سربلند بيرون بيام...براتون آرزوی سربلندی می کنم.

نيکی

چی شد پس...بالاخره حاجی ميشيد يا نه؟!

زيبا

سلام ميدانم که خدا خیلی دوستت داره چون هر دو آن قسمت تو شود.