مهمان خدا (4)

سلام

یواش یواش داره روز موعود فرا میرسه و باید چمدان ها را بست ، آری روز سه شنبه آنها را باید تحویل رئیس کاروان داد ، نمیدانم که چرا هرچه به روز پرواز نزدیک میشم یاد خسی درمیقات آل احمد میافتم . خودم را همان خسی حس میکنم  که باید در جفه محرم شوم وراهی دیار وحی گردم  ترسم زیاد تر میشه ، راستی من چه کرده ام که این افتخار نصیبم شده است خودم حیرانم .

 همش فکر میکنم این هم یک امتحانه اونم آزمونی که ممتحنش خدا هست و برای همین ترس بر من چیره میشه . و دلم میخواد زودتر پرواز کنم و به صحنه امتحان وارد شم تا با سپاس از خالق کعبه ، مناسک عمره تمتع و حج تمتع را بدون اینکه بافلسفه آن بطور کامل آشنا باشم  به رسم معصومین انجام دهم و بعنوان (حاجی) که زیاد باب دلم نیست مفتخر شوم و تا آخر عمر آنرا یدک بکشم .

 

/ 3 نظر / 23 بازدید
مريم

سلام . اميدوارم شما هم مثل هميشه با اطمينان اين راه رو هم پشت سربگذاريد. بنظر من عنوان حاجی عنوان بدی نميتونه باشه . چرا که اين عنوان مخصوص کسانی است که مورد لطف و دعوت خرا قرارگرفته اند و اين افتخار نصيب هرکسی نميشه. هربار صداکردن شما با عنوان حاجی فقط باعث ميشه شما اين دعوت رو به ياد بياريد و بهش افتخار کنيد.تا ديداری دوباره يا حق

نيکی

اومدم از مهمانی خدا و حرفهای مهمان بخونم که ديدم اينجا هنوز خبری نيست...ولی حتماْ تا الان حاجی شدید و به گمانم حالا ديگه تشريف آورديد... رسيدنتون به خير و زيارتتون قبول! منتظر مهمان خدا (۵) هستم...راستش دلم می خواد بدونم امتحان چطور بود...

حضور

قبول باشه آقا سعادتی که نصيب شما شده دليلی نداره جز قلب پاک و دل صافتون در پناه ايزد يکتا سلامت باشيد