مهمان خدا

نیمدونم ازکدام یک از کارهام مورد رضایت خدا قرار گرفته که بازم منو بخونش دعوت کرده ، منی که تا سی چهل روز پیش اصلا توفکر رفتن حج نبودم به یک باره همه کارها ردیف شد که امسال درزمره مهمانهای خانه خدا باشم . راستی من که تو کارهای اوستا کریم مونده ام کسانی را میشناسم چندسالی است که آرزوی رفتن به حج تمتع را دارند ولی تابحال قسمتشان نشده ولی من بیک باره خیلی راحت راهی دیار وحی هستم  وحسابی مشغول کارهای مقدماتی آن هستم وفقط میتونم بگم خدایا شکرت،

دراین باره خیلی نوشتنی دارم که باید بنویسم ازکلاسهای روز جمعه ها درمسجد باب الحوائج گرفته تاپاس کردن یکی از  درس آن کلاسها که خواندن نماز درحضور روحانی کاروان و...

/ 2 نظر / 18 بازدید
زهرا

خوش به حالتون! می شه بگید چه طور شد که این قدر زود دارید می رید؟ منظورم اینه که مثل بقیه ثبت نام کردید و منتظر شدید یا این که راه دیگه ای برای سریع تر شدن کار وجود داره. نمی دونید چه قدر آرزومندم و چه قدر بی تاب!

خسرو

سلام همانطوری که نوشتم تا چهل پنجاه روز پیش اصلا نه ثبت نام کرده بودم نه تصمیم داشتم . نمیدونم چطور شد کارها زود جور شد .فقط میتوانم بنویسم کار خدا بود .