خروسک
     
 

 

مهمان خدا (4)

 
یکشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٦

سلام

یواش یواش داره روز موعود فرا میرسه و باید چمدان ها را بست ، آری روز سه شنبه آنها را باید تحویل رئیس کاروان داد ، نمیدانم که چرا هرچه به روز پرواز نزدیک میشم یاد خسی درمیقات آل احمد میافتم . خودم را همان خسی حس میکنم  که باید در جفه محرم شوم وراهی دیار وحی گردم  ترسم زیاد تر میشه ، راستی من چه کرده ام که این افتخار نصیبم شده است خودم حیرانم .

 همش فکر میکنم این هم یک امتحانه اونم آزمونی که ممتحنش خدا هست و برای همین ترس بر من چیره میشه . و دلم میخواد زودتر پرواز کنم و به صحنه امتحان وارد شم تا با سپاس از خالق کعبه ، مناسک عمره تمتع و حج تمتع را بدون اینکه بافلسفه آن بطور کامل آشنا باشم  به رسم معصومین انجام دهم و بعنوان (حاجی) که زیاد باب دلم نیست مفتخر شوم و تا آخر عمر آنرا یدک بکشم .

 

 
  لینک دائم






وبلاگ فارسی

feed