خروسک
     
 

 

6لیتر بنزین

 
یکشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸٦

ساعت 45/3 بعدازظهر باتفاق آقای صمدی از جلسه ای با یکی از مدیران کارخانجات تولیدی ، داشتیم برگشتیم شرکت که دم در پارکینگ بنده خدا آقای صمدی سریع پیاده شد در پارکینگ را باز کند . من هم بادنده عقب داشتم وارد پارکینگ میشدم که مثل صاعقه جوانی  درب عقب سمت خودم (راننده ) را باز کرد  و کیف  لپ تابم را  که روی صندلی عقب بود برداشت و پرید پشت موتوری که مقابل درب ورودی ساختمان  ایستاده بود و با سرعت فرار کردن و آقای صمدی هم بدنبالشان شروع به دویدن کرد و من هم که شوکه شده بودم اصلا نفهمیدم چی شد .   فقط زمانی که ماشینم تو پارکینگ با ماشین آقای ... برخورد کرد  تازه متوجه شدم که چی شده و مردم هم هاج واج و بر و بر فقط بانگاهشان موتور را بدرقه کرده بودن  و بعد از مدتی  دوست من آقای صمدی هم خسته و هن هن کنان برگشت .

 آره بهمین سادگی توی روز روشن جلوی  چشم حداقل ده نفر کیف من و از توی ماشینم  دزدیدن ، و جالب اینه که پلیس 110 بعد از چهار بار زنگ زدن  و گذشت حدود یک ساعت از واقعه تشریف آوردن و درمقابل اعتراض من که چرا اینهمه تاخیر دارید با این تاخیر شما حتما حالا آقایون دزدها محتویات کیف من رو فروختن و مشغول خرج کردن پول آن هستن ، مامورین محترم جواب دادن با سهمیه  6 لیتر بنزین در روز که به ماشین ما میدهند نمیتوانیم گشت بزنیم که از وقوع جرم جلوگیری کنیم !!

  و باتوجه به افزایش جرم  ماموریتهای ما زیاد تر شده و دیر تر به محل جرم میرسیم . و بعد از گفتن این فرمایش نسبت به تنظیم گزارش مشغول شد فرم تکمیل شده را تحویل من دادکه ببرم کلانتری و باسرعت بطرف محل جرم دیگری که با بیسیم خبردار شده بود رفت . من که هنوز واقعه برام گنگ بود رفتم کلانتری در آنجا متوجه لقب جدیدخودم شدم (مال باخته) و بعد از طی مراحل قانونی جناب سروان لباس شخصی فرمودن پرونده سرقت شما اینجا هست هر زمان که انشاء ا... پیدا شد بشما خبر خواهند داد.

 حالا بنظر شما مامورین محترم با روزی 6 لیتر بنزین سهمیه میتوانند کیف مرا پیدا کنند. ؟؟! 

 

 

 
  لینک دائم






وبلاگ فارسی

feed