خروسک
     
 

 

چرانمینویسم !

 
جمعه ٢٢ تیر ،۱۳۸٦

 

چرانمینویسم !

دو سه شب پیش بود که تو خونه دور هم جمع بودیم که سیامک گفت چرا نمینویسی ؟ منوبفکر انداخت راستی چرا مدتی است که ننوشتم ! یکماهه گذشته رو مرورکردم دیدم باگرفتاری های که داشتم همین قدر که میآمدم و میرفتم کلی کارکارکردم . لابد میپرسید چرا ؟

باید بگم از صدقه اداره یک بخش خصوصی است که تمام فکر و ذکر منو مشغول کرده ؛ جریان از این قرارکه درست مثل آدمی شده ام که هروز باید در دادگاهی حاضر شوم و از حقوق شرکت دفاع کنم تا بتوانم زنده باشم ،آخه زنده بودن من  به سرپا بودن شرکتی است  که ظرف سیزده سال همه زندگی من شده و توانسته ام بایاری دوستانم آن را از هیچ بجائی برسانیم که در ایجاد شبکه ارتباطات شهری حرف اول را بزند و برای تعدادبیش از یکصدوپنجاه نفر ایجاد شغل کند و سکان هدایت آن دردست من است .

و درحال حاضر گرفتار توفان ایجاد شده توسط منتصبین دولت مهرورزی شده است و از روی مهر قصد غرق کردن این زورق را گرفته اند. که مختصر جریان از این قرار  است :

درتاریخ 25/11/85 شرکت ما در مناقصه ای برنده شد که طرحی برای ایجاد شبکه در قسمتی ازشهر تهران با خرید کلیه ملزومات بود  . در روز مناقصه قیمت مس در بازار بورس ازقرارکیلوئی 52020 ریال بود و در روزمبادله قرارداد که قرارداد قطعی شد(29 /1/86 )  قیمت آن دربازار بورس به 76340 ریال زسید یعنی افزایش 46% رسید .  این افزایش برای هیچکس قابل پیش بینی نبود و برای شرکت ما ضرری بیش از یک صد و بیست و سه میلیون تومن را در بر دارد که انجام آن از توان مالی ما خارج است . این اتفاق باعث عدم امکان انجام تعهدات شرکت را درپی خواهد داشت که مراتب طی مکاتبات عدیده و جلسات مکرر باطلاع یاران دیروز و تصمیم گیرندگان امروز رسانده شد ولی ایشان فقط صرفا بواسطه امضاء قرارداد توسط من اصرار به انجام آن دارند و برای مجبور کردن من کلیه قراردادهای منعقده فی مابین را بدون اعلام بصورت تعلیق درآوردهاند و حسابی مقابل بخش خصوصی که ظرف این سیزده سال بصورت نامحسوس موجب ترقی آنان گشته ایستاده اند.

و من یاد گفته بزرگی میاندازد که گفته خصوصی سازی با فکر مدیر دولتی کاملا مغایر است.

 

 

  

 
  لینک دائم






وبلاگ فارسی

feed