خروسک
     
 

 

چند سال باید کارکرد

 
پنجشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٦

اواخر فروردین سال چهل و سه بود که بدلیل شیطنت های زیادم  آقای بسکی مدیر دبیرستان دکتر رضازاده شفق بعد از مذاکرات زیاد پرونده منو داد دست  بابام ، بند خدا بابام بخاطر اینکه فاصله تحصیلی پیدانکم همانروز ودر آموزشگاه خزائلی اسمم را نوشت تا اون سال شبانه به فراگرفتن علم مشغول باشم و متفرقه امتحان بدم و سال بعد در یک دبیرستان دیگه ثبت نام کنم،از فردای آن روز حسابی مشغول کارهای فرا تحصیلی  شدم بطوریکه مسئولیت تمام خرابکاری های محل با من شده بود و روی این اصل تقریبا هر شب درخانه ما جلسه محاکمه من براساس شکایات اهالی محل برقرار بود و در یکی از همین جلسات بود که تصمیم گرفته شد سر منو بکاری گرم کنند، چند روزی از این حکم نگذشته بود که آقام گفت مدیرکل آقای . . . موافقت کرده که موقتا در اداره بصورت کارآموز مشغول کار شوی شبها درس بخوانی.

روز یازده خرداد ماه سال چهل و سه بود که صبح با اتفاق بابام به محل استقرار گروهای تحت سرپرستی خودش رفتیم و منو به یکی از مسئول یکی از گروهها سپرد و سفارش آنچنانی هم کرد که از من یک استاد بسازد، که چشمتان روز بعد نبیند که آقای . . . چه کارهای سنگینی به من بچه محصل که فقط بخاطر یک سوءتفاهم از دبیرستان اخراج شده بودم و قرار سال بعد دوباره برم مدرسه محول کرد و حسابی دمار از روزگارم درآورد.

از آن یازده خرداد تابحال چهل سه سال گذشته و نشان به آن نشانی که من سالهای بعد هم روزها مشغول کار در اداره بودم و شبها به درس خواندن مشغول شدم و امروز هم به عنوان مسئول یک شرکت خصوصی از صبح تا شب سرم بکار گرم است بطوریکه گذر ایام را کمتر حس میکنم.

 

حالا بنظر شما چند سال باید کار کرد ؟

 
  لینک دائم






وبلاگ فارسی

feed