خروسک
     
 

 

تحویل سال

 
پنجشنبه ٢ فروردین ،۱۳۸٦

تو اون سالها فاصله زمانی روزی که خرید رخت و لباس و کار تکاندن خونه  و امتحانات ثلث دویم به پایان میرسید تا سال تحویل معمولا بنظر ما بچه ها که برای پوشیدن لباس نو و رفتن به عید دیدنی و گرفتن عیدی لحظه شماری میکردیم قرنها طول میکشید، بلاخره ساعت تحویل سال فرامیرسید و همگی دور سفره هفت سین که با سلیقه خاصی چیده شده بود جمع می‌شدیم، در حالی که بزرگترها مشغول گوش دادن به دعای یامقلب القلوب . . .با صدای آقای راشد از رادیو بودند ، حداقل تو بچه ها من یکی تو نخ عروسک کوچولوهایی بودم که با نخود و تکه پارچه ها رنگ و وارنگ درست شده  و روی سبزه هفت سین نشسته بودند. تازه اونا چشم و ابرو  دماغ داشتندکه با ظرافت خاصی روی نخود نقاشی شده بود و لپ ها شون هم سرخاب مالیده شده بود.خصوصا درلحظه تحویل سال چهار چشمی مواظب حرکت ماهی قرمز توی تنگ و روی سطح صاف سمنو بودم که شنیده بودم درزمان تحویل سال ماهی بی حرکت میشه وجای انگشت عمونوروز روی سمنو میمونه که هیچ وقت نه ماهی از حرکت ایستاد و نه جای انگشت عمو نوروز را من دیدم و فقط عادتش برام مونده که  حتی حالا هم در زمان تحویل حواسم به ماهی و سمنو باشه.

 

 
  لینک دائم






وبلاگ فارسی

feed