خروسک
     
 

 

رخت عید

 
یکشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٥

   عید اومد و ما لختیم هرشب به بابا گفتیم     گفت بخرم به نیم خرم برای شب عیدت میخرم

این شعر تقریبا از شروع امتحانات ثلث دوم  ورد زبان بچه های دبستان اخوت در سالهای 37.38 بود روزای که تمام فکرشون این بود روزهای که امتحان نداشتن به هوای درس خوندن به مدرسه نرن وهمگی برن کوه سنگی بوته کنی و تهبه انواع ترقه وفشفه برای شب چهارشنبه سوری  همانروزا که خونه ها برای خونه تکونی از حالت عادی  طبیعی خارج میشد وکنترولی روی درس مشق  بچه ها نبود واونا روزا  هر آتیشی میخواستن می سوزوندن وشبها به ماش وعدس وگندومی که برای سبزه سر هفت سین  یا توی آب خیس شده بود یا لای پارچه پیچیده تا جونه بزنه ور میرفتن وگوششون ششدانگ به گفته های بابای خونه بود کی حرف خرید رخت عیدو میزنه .

یادمه محل خرید عید ما دراون سالها یا بازار ژاله بود یا کوچه یرلن من همیشه دوست داشتم بریم کوچه برلن ازجنرال مد کت شلوار آماده برام بخرن ولی این امر هیچ موقع تحقق پیدا نکرد و من مجبور بودم  همان کت شلواری که با پارچه اداره توسط محمود آقا در خیاطی مهر در چهارراه امیریه دوخته میشد بپوشم وهنوزم چشمم دنبال اون کت چهار خانه نخودی رنگ پشت ویترین سمت راست درورودی جنرال مد. 

اون روزا رخت عید من عبارت بود از یکی ازدو جفت کفش سالیانه و یکی یادوتا پیراهن که معمولادوخته خریداری میشد وعرقگیر وبیژاما که پارچه آن را میخریدن وزحمت دوختن آن را خاله فاطی ویا ایران جون میکشیدن.

 
  لینک دائم






وبلاگ فارسی

feed