خروسک
     
 

 

خصوصي سازي ۲

 
شنبه ۸ مهر ،۱۳۸٥

 بخاطر خيلي چيزاي دنيوي و اخروي ديگه نميشد جا زد وبگيم نخود نخود هركي بره خونه خود.  همه سهامداران جمع شديم ياعلي گفتيم و قرار شد با سرمايه خودمون كه خيلي زيادم نبود شروع كنيم .حالا بايد دنبال كار ميرفتيم  به هر اداره كلي سرزدم و گفتم برابر مصوبه دست اندركارن  بايد به ما بصورت تركه مناقصه باقيمت كارشناسي كار ارجاع كنيد. فرمودند در قانون معاملات شركتهاي دولتي اين موضوع نيامده است و بايد درمناقصه شركت كنيد. خلاصه ديگه آب پاكي رو ريختند رو دستمان يعني اگه ميخواهيد موفق شويد بايد بريد كاغذبازي رو ياد بگيريد اونم خيلي  خوب با تمام سوراخ سنبه هاش كه خدا را شکر خيلي  زود من توانستم توي اين قضيه اوستا بشم و  چند شبه ره چند ساله طي كنم.

 ولي چه فايده  با روزي حدود پانزده ساعت دويدن و كار كردن و گرو گذاشتن خانه هايمان براي گرفتن انواع ضمانت نامه نزد بانك درآمدمان بيشتر از حقوق كارمندي نشد و هر شب بايد خواب ضبط ضمانت نامه و به حراج رفتن خانه سهامداران محترم راببينم. جالب اينه كه من باز هم گول  مصوبه هاي گوناگون را ميخورم و هر روز در گرداب بخش خصوصي فرو ميرم. نمونش مصوبه وزارت محترم كار است كه تصويب كردند كه به ازای بكار گيري هر نفر مبلغ فلان قدر وام دراز مدت به شركتهاي خصوصي پرداخت ميشود. الان كه شركت تعاوني ما بيش از يكصد و سي نفر كاركن ثابت و اقماري دارد اگر شما ديناري گرفتيد ماهم گرفتيم و من باز خدا را شكر ميكنم كه تا بحال  توانستيم دخل و خرج كنيم و اگر شركت سودي هم داشته خرج ابزار الات و . . . كنيم .            

دراينجا بايد ازيك ضرب المثل استفاده كنم. حتما شنيديد كه ميگويند خرج كه از كيسه مهمان بود حاتم طایي شدن آسان بود. موضوع ازاين قرار است مسئولين محترم بدون اينكه خود از جيب هزينه اي كنند، نميدانم چگونه دستمزد كارگران را با احتساب بيمه ماليات پنجاه چند درصد بالا برده اند و از طرفي گفته ميشود بايد بخش خصوصي را حمايت كرد. شايد اين  هم نوعي حمايته كه من بعد از يازده سال  مسئول شركت خصوصي اونم ازنوع تعاونيش بودن، متوجه نميشم.

بازم براتون خيلي حرف دارم (اولش براي دل خوم) ولي بخاطر اون دوستي كه نوشته بود سريال تلويزيونيش نكنم ميذارمشون براي  يك موقع ديگه  اگه عمري بود.

 
  لینک دائم






وبلاگ فارسی

feed