خروسک
     
 

 

گذشته و ديگر هيچ ...

 
سه‌شنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٥

سلام  و سپاس به تمام کسانی که سری به این وبلاگ خانه میزنند و با نظراتشان من رو مجبور به نوشتن مجدد درباره گذشته می کننند .

 باید بنویسم در طول این مدت کوتاه وبلاگ نویسی درسهای زیادی آموختم که شاید در باقی عمر بدردم بخورد  .

یکی از آن درسها این است که اگر بخواهی در مورد گذشته یا حتی در مورد حال هم بنویسی باید بدانی که زنجیره ای از  قراردادهای اجتماعی و قومی نه تنها جسم ، بلکه روحت را هم  اسیر کرده که تا بحال خودت هم خبری  از آن نداشته ای .

چون هر چیزی که در کمال بی طرفی هم  بنویسی بالاخره به مزاق یک نفر هم که شده ممکن است خوش نیاید و مکدر شود .

با توجه به تمامی جهات بازهم خواهم نوشت و در اینجا من از تمام کسانی که در این فضای مجازی  با نوشته هایم موجب ناراحتی شان میشوم عذر میخوام ؛ چون فکر می کنم همه می دانند که وبلاگ  واقعا  فضایی مجازی است و با فضای حقیقی زیاد فاصله داره و از تمامی عزیزان میخوام نظرات شان را  هر چه هست همین جا بنویسند و بدانند که عینا نظرشان را در معرض رویت خوانندگان خواهم گذاشت .

 

 
  لینک دائم






وبلاگ فارسی

feed