خروسک
     
 

 

امردادماه

 
یکشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٦

هیچ میدونید امردادماه که تقریبا تمام روزهایش دارای اسم رسمی است (برابر نوشته تقویم در وبلاگ بارباماما) نام یکی از امشاسپندان (فرشته ارجمند و مقرب اهورامزدا) و مظهر جاویدانی اهورامزدا و در جهان مینوی بخشایش ایزدی و جزای کارهای نیکوکاران است و نام موکل روز هفتم هر ماه شمسی میباشد (نقل از فرهنگ معین جلد پنجم صفحه 179) و دارای روزهایی است که برای این مملکت روز سرنوشت نام گرفته بودن و در این زمان دیگر کمتر یادی از آن روزها میشود، مثل چهارم مرداد روز مرگ رضاشاه و یا روز پنجم مرداد که برابر اخبار درگوشی روز مرگ محمد رضاشاه است و یا چهاردهم مرداد که روز جشن مشروطیت بود و یا بیست و هشت مرداد ماه که روز قیام خوانده میشد که بعدها به روز کودتای بیست هشت مرداد تغیر نام داد .

 
  لینک دائم


 

خوب یا بد

 
شنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٦

آدم این اشرف مخلوقات در این دوره کوتاه زندگیش چیزهایی را میبیند که آخر عمر بنظر من نمیتواند خوب و بدش را تشخیص بدهد، مثل روز 28 امرداد که تا نیمه اول عمر من روز قیام ملت ایران بود و در دوره باقی عمر من تا بحال روز کودتا علیه ملت ایران شده.  آیا جناب شعبان جعفری خادم ملت بود یا خائن ملت، فقط این را میدانم که بانی و موسس باشگاه مدرن ورزش باستانی بود.

و یکی از مسائل مهمی که هنوز متوجه نشدم این که آیا دکتر محمد مصدق به آقای کاشانی خیانت کرد یا آقای کاشانی پشت به مصدق کرد و بطرف دیگه رفت.

امیدوارم روزی برسد که همه روزها خوب باشند و همه آدمها مثل زمان تولد پاک باشند وصادق.

 

 
  لینک دائم


 

سالار ملی

 
پنجشنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٦

چند سالی است که صبح ها ساعت چهار و نیم ،پنج میرم پارک محله مون یک ساعتی دوچرخه سواری کمی نرمش می کنم. دو سه روز پیش بود که زودتر از همیشه به پارک رسیدم هنوز هوا کاملا روشن نشده بود، تندیسی را تو باغچه کنار استخر دیدم، جلو که رفتم مجسمه باقر خان سالار ملی است که با سبیلهای تابیده اش نظاره گر مردمی است که خیلی هاشون فقط اسم باقرخان برای آنها یادآور نام خیابانی است که از خیابان ستار خان منشعب و بعد از گذشتن از بزرگراه چمران سرانجام به خیابان نویسنده صحرای محشر(جمال زاده) میرسد، و نمیدانند اگر چهارسال به چهارسال به بازی گرفته میشوند و بابوق کرنا به پای صندوق های رای انتخابات مجلس شورا برده میشوند تا کسانی که باید انتخاب کنند دسته گل ایشان و هم ولایتیش ستارخان و... است  که به هواخواهی ملک المتکلمین واعظ و جهانگیر خان صور اسافیل مدیر مسئول روز نامه صوراسرافیل که از اولین روزنامه نگارانی است جانش را برسر نوشته هایش گذاشت، وارد تهران شدند می باشد که در زمان محمد علی شاه  به آب داده اند.

 

من که فکر می کنم اگه امکان این بود که آنها یکی در تبریز و یکی در باغ توتی  سر از خاک در آورند از تمامی ملت ایران عذر خواهی میکردند و طلب بخشش داشتند.

 

 

 

    

 
  لینک دائم






وبلاگ فارسی

feed