سلام زندگی جبر است یا اختیار؟
تو این شش دهه زندگیم بارها به من ثابت شده زندگی جبر است نه اختیار !
آخرین بار اون اتفاقی بود که چند روز پیش برام اتفاق افتاد . درست در زمانی که بخاطر اینکه بنا به دعوت خداوند عازم سرزمین وحی هستم و کلیه برنامه های از قبل تنظیم شده ی من و دوستان بهم خورد و گفته شد که بین سفر اروپا و سفر حج یکی راباید انتخاب کنم (قبلانوشتم) ، من هم بات وجه باینکه سفر اروپا دیدارخواهر و برادرانم و یکی از د ویادگار پدرم یعنی عمو م اهل بیتش بود در نتیجه سفر به سرزمین وحی را انتخاب کردم و کلیه برنامه هایم را لغو کردم و بلیط های خریداری شده هم باطل شد ودوستان بدون من راهی شدند و برای من افسوس ماند که یک اتفاق ورق را برگرداند .
نامه خواهرم که در آن از برنامه های تنظیم شده او که بهم خورده بود نوشته بود مرا دگرگون کرد و باعث شد که ازمسئول گروه حج( رئیس کاروان ) خواهش کنم که با یک هفته تاخیر پاسپورت مرا بگیرند که جواب موافقت ایشان یکی از بهترین موافقت های بود که با نظر من میشد . خدا را شکر کردم و بیدرنگ مجدد سریعا سور و سات سفر یک هفته ای که سه روز آن را در راه بودم جور شد و چون من بخاطر نبودن بلیط پرواز مستقیم مجبور شدم از طریق وین راهی استکهلم بشم و بعد از سه روز بای ک پرواز غیر معمول برای یکروز توقف به هامبورگ برم و ازآنجا دوباره ازطریق وین برگردم تا در روز مقرر بتوانم پاسپورت را برای گرفتن ویزای عربستان تحویل بدم .
این اتفاق سبب شد که درست مثل یک رویا عزیزانم را ببینم و راستش را بخواهید فکر میکنم که آن یک هفته را درخواب بوده ام و اصلادلم نمیخواهد از خوابم که خیلی هم دیدنی بود فعلا حرفی بزنم فقط در نظرم به این فکر می کنم که زندگی جبری است نه اختیاری !